" href="/rss/" />















عطربهشت...

مهدی جان، یقین دارم با آمدنت،بهشت را به ارمغان خواهی آورد...


شب نهم از شب‎هاي متبرك و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در اين شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براى شب عرفه چند عمل وارد شده است:

1- دعايي که با اين عبارت آغاز مي‎شود، خوانده شود اَللّهُمَّ يا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَ عالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ يا مُبْتَدِئاً كه روايت شده هر كس آن را در شب عرفه يا در شب‎هاى جمعه بخواند خداوند او را بيامرزد.

2- [به نقل كفعمى ] تسبيحات عشر را كه در اعمال روز عرفه آمده است را هزار مرتبه خوانده شود .

3- دعاء اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَيَّاَ را كه در روز عرفه و شب و روز جمعه نيز وارد است، خوانده شود.

4- زيارت امام حسين عليه السلام .

 

التماس دعا


عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

صداي پاي عيد مي آيد. عيد قربان عيد پاك ترين عيدها است عيد سر سپردگي و بندگي است. عيد بر آمدن انساني نو از خاكسترهاي خويشتن خويش است. عيد قربان عيد نزديك شدن دل هايي است كه به قرب الهي رسيده اند. عيد قربان عيد برآمدن روزي نو و انساني نو است.

بقیه درادامه مطلب...


:ادامه مطلب:

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 92/7/22 ساعت 18:21 توسط . مریم... 29 عطر انتظار***


بسم الله الرحمن الرحیم

امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آیینه قرآن و روایات




الف. قرآن
قرآن کریم، چشمه زلال ناب ترین معارف الهی و ماندگارترین حکمتها و دانشهاي مورد نیاز بشر است. کتابی است سراسر راستی و درستی که خبرهاي گذشته و آینده جهان را بیان کرده است و هیچ حقیقتی را فروگذار نکرده است. البته روشن است که حجم بسیار گسترده حقایق عالم در ژرفاي آیات الهی نهفته است و تنها آنها که به عمق معانی آن دست یابند به آن واقعیات پی خواهند برد و آنان اهل قرآن و مفسران حقیقی آن یعنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و خاندان پاك او هستند.
قیام و انقلاب آخرین سفیر الهی از بزرگترین حقایق جهان است که در آیات فراوانی از قرآن کریم به آن اشاره شده و روایات بسیاري در تفسیر آن آیات نقل گردیده است که به چند نمونه اشاره میکنیم:


در سوره انبیاء آیه 105 آمده است:
(و لَقَد کَتَبنا فی الزَّبورِ منْ بعدالذِّکْرَ أَنَّ الاْرض یرِثُها عبادي الصالحونَ)؛
?همانا در زبور پس از ذکر ) تورات ) نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد."


امام باقر علیه السلام فرمود:
"مقصود از بندگان شایستهاي که زمین را به ارث میبرند، امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف و یاران او هستند"


همچنین در بخشی از آیه 86 از سوره هود آمده است:
بقیۀُ اللّه خَیرٌ لَکُم انْ کُنْتُم مؤْمنینَ"بقیۀ الله" براي شما بهتر است اگر مؤمن باشید."
امام باقر علیه السلام فرمود:


"وقتی(امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کند بر دیوار کعبه تکیه زند و اولین سخنی که بر زبان جاري کند این آیه است. سپس می فرماید:"اَنَا بقیۀُ اللّه فی اَرضه وخَلیفَتُه وحجتُه علَیکُم" من "بقیۀ اللهگ در زمین و جانشین او و حجت او بر شما هستم. پس هر کسی بخواهد بر او سلام کند گوید:"اَلسلام علَیک یا بقیۀَ اللّه فی اَرضه"


و در سوره حدید آیه 17 فرموده است:
اعلَموا اَنَّ اللّه یحیی الاَْرض بعدموتها قَدبینّا لَکُمالاْیاتلَعلَّکُم تَعقلُونَ "بدانید خداوند زمین را پس از مرگ آن زنده میکند. ما آیات (خود) را براي شما بیان کردیم، باشد که بیندیشید."


امام صادق علیه السلام فرمود:
مراد این است که خداوند زمین را به واسطه عدالت حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران ظهورش زنده خواهد کرد پس از آن که به سبب ستم سردمداران گمراهی مرده باشد.


و نیز در سوره قصص آیه 5 میفرماید:
)و نُرید اَنْ نَمنَّ علَی الَّذینَ استُضْعفُوا فی الاْرضِ ونَجعلَهم اَئمۀً ونَجعلَهم الْوارِثینَ(؛
"و ما اراده میکنیم بر مستضعفان زمین، منّت نهیم و آنان را پیشوایان )مردم )و وارثان زمین قرار دهیم."


امام علی علیه السلام فرمود:
"مقصود (از مستضعفان( خاندان پیامبرند. خداوند پس از تلاش و رنجشان، "مهدي" این دودمان را برمی انگیزد و آنان را به اوج شکوه و عزت  و اقتدار میرساند و دشمنانشان را به سختی ذلیل میسازد."
از نمونه هاي بالا روشن میشود که براي برداشت حقایق از قرآن، تنها نباید به ظاهر آیات بسنده کرد؛ بلکه بسیاري از واقعیتهاي عالم در درون آیات قرآن نهفته است که اهلبیت علیهم السلام به عنوان مفسران واقعی قرآن، بیان کنندة آن هستند. بنابراین اگرچه آیاتی از قرآن، در ظاهر مربوط به یک رویداد در زمان و مکان خاصی است ولی مانع از آن نیست که در زمانهاي بعد و براي آیندگان، مصداق پیدا کند و دربارة آنان نیز جاري گردد و همین رمز جاودانگی قرآن براي همه نسل هاست.
بر این اساس، با اینکه آیه 5 سوره قصص دربارة قوم بنی اسرائیل نازل شده و جریان پیروزي آنها بر فرعونیان را بیان میکند ولی در روایات متعدد این آیه بر
قیام امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف و روزگار ظهور او منطبق گردیده است و دقت در متن آیه هم نشان میدهد که حاکمیت مستضعفان بر مستکبران،
یک سنّت و اراده الهی است که اختصاص به زمان و مکان و افراد خاصی ندارد.


بقیه در قسمت بعدی...

 منبع: کتاب نگین آفرینش



موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 92/7/21 ساعت 19:14 توسط . مریم... 8 عطر انتظار***

 

 

امام محمّدباقر(عليه السلام) در دوران امامت خود، به نشر و پخش معارف دين به ويژه فقه و احكام اسلامى پرداخت و ضمن حلّ مشكلات علمى به تعليم و تربيت شاگردانى فاضل و آگاه مانند: محمّدبن مسلم، زرارةبن اعين، ابونصير، هشام بن سالم و جابربن يزيد و حمران بن اعين و بُريدبن معاويه عجلى، همّت گماشت.
آن حضرت در فضل و فضيلت، زهد و تقوا، اخلاق و معاشرت، سر آمد بزرگان بنى هاشم در عصر خود بود.
آوازه علوم و دانش او چنان اطراف و اكناف پيچيده بود كه ملقّب به باقرالعلوم; يعنى شكافنده دانش ها گرديد.
يكى از علماى بزرگ سنّى به نام ابن حجر هيتمى درباره او می نويسد:«محمّد باقر به اندازه اى گنج هاى پنهان معارف و دانش ها را آشكار ساخته، حقايق احكام و حكمت ها و لطايف دانشها را بيان نموده كه جز بر عناصر بى بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست و از همين جاست كه وى را شكافنده دانش و جامع علوم و برافروزنده پرچم دانش خوانده اند .»

عبدالله بن عطا يكى از شخصيّت هاى علمى زمان امام، مى گويد:«من هرگز دانشمندان اسلام را در هيچ محفل و مجمعى به اندازه محفل محمّد بن على(عليه السلام) از نظر علمى حقير و كوچك نديدم.»امام باقر(عليه السلام) در سخنان خود، اغلب به آيات قرآن كريم استناد مى نموده و از كلام خدا شاهد مى آورده و فرموده است: «هر مطلبى را گفتم، از من بپرسيد كه در كجاى قرآن است تا آيه مربوط به آن موضوع را معرّفى كنم.»

 

خاطراتش قشنگ و زيبا بود

عطر سيب و اقاقيا می داد

روزهای خوشش دگرگون شد

گذرش تا به کربلا افتاد

**

داغ هفتاد و دوشقایق را

بر سرشانه های خود حس کرد

رنج زنجیر و درد سلسله را

برمچ دست و پای خود حس کرد

**

روی آییـنه ي غروردلش

زیر باران سنگ چین افتاد

دید خورشید را که چندین بار

از سر نیزه بر زمین افتاد

**

گریه های رقیه را می دید

کوه فریاد در گلویش بود

محمل بازعمـه پشتِ سرش

سرعباس روبـرویش بود

**

دید از زیر نیزه ي جدش

بر زمین، قطره قطره خون می ریخت

دید در کوفه دشمن نامرد

سر او را به شاخه ای آویخت

**

کودکان چموش سنگ بدست

پای ناقه به جانش افتادند

مردمان حرامزاده شام 

خارجی زاده اش لقب دادند

**

از سربام خاک و خاکـستر

نقل سر بود و فرش راهش بود

چشم ناپاک شهر را می دیـد

غم نـاموس در نگاهش بـود

**

غیرتش را به جوش آوردند

نیزه داران مستِ سکه پرست

چهره ي سرخ عمه را تا دید

مثـل عباس چـشم خـود را بست

 

                                                    وحید قاسمی

 

 

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 92/7/20 ساعت 18:15 توسط . مریم... 16 عطر انتظار***

 


روزی روزگاری شیطان به فکر سفر افتاد. با خود عهد کرد تازمانی که انسانی نیابد که بتواند او را به حیرت وا دارد، از این سفر بر نگردد.نیم دو جین روح را در خورجین ریخت. نان جویی بر داشت و به راه افتاد.رفت و رفت و رفت. هزاران فرسنگ راه رفت تا اینکه تردید در دلش جوانه بست که شاید تصمیم غلطی گرفته باشد.
در هیچ کدام از جاده های دنیا به هیچ بنده ای که ....توجه او را جلب کند ویا حتی کنجکاوی او را بر انگیزد، بر نخورد. 
دیگر داشت خسته می شد. تصمیم گرفت به مکان مقدسی سر بزند؛ولی حتی آنجا هم که همیشه مبارزه ای ریشه دار از زمانهای دور، علیه او جریان داشت، هیچ چیز نتوانست حیرت زده اش کند. دلسرد و نا امید وافسرده در سایه درختی ایستاده بود که رهگذری گرما زده باکیفی بر دوش کنار او ایستاد. کمی که استراحت کرد خواست به رفتنش ادامه دهد. مرد قبل از اینکه به راه خود ادامه دهد، به او
گفت:"تو شیطان هستی!؟

ابلیس حیرت زده پرسید:"از کجا فهمیدی؟!"
" از روی تجربه ام گفتم. ببین من فروشنده دوره گردم. خیلی سفرمی کنم و مردم را خوب می شناسم . در نتیجه در همین ده دقیقه ای که اینجا هستیم، تو را شنا ختم. چون:
مثل کنه به من نچسبیدی، پس مزاحم یا گدا نیستی !
از آب و هوا شکایت نکردی، پس احمق نیستی !
به من حمله نکردی، پس راهزن نیستی !
به من حتی سلام نکردی، پس شخص محترمی نیستی !
از من نپرسیدی داخل کیفم چه دارم، پس فضول هم نیستی !
حالا که نه مزاحمی، نه احمق، نه راهزن، نه محترم، نه فضول پس آدمیزاد نیستی ! هیچ کس نیستی ! پس خود شیطانی !"
شیطان با شنیدن این حرفها کلاه ازسر برداشت و کله اش را خاراند.!"

 

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 92/7/18 ساعت 19:29 توسط . مریم... 29 عطر انتظار***

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْـخَـفـآءُ وَ انْـکَـشَـفَ الْـغِـطآءُ
.

وَ انْـقَـطَـعَ الـرَّجـآءُ وَ ضـاقَـتِ الاَْرْضُ وَ مُـنِـعَـتِ السَّـمـآءُ
.

وَ اَنْتَ الْـمُـسْـتَـعـانُ وَ اِلَیْکَ الْـمُـشْـتَـکـى وَ عَـلَـیْـکَ الْـمُـعَـوَّلُ
.

فِـى الـشِّــدَّةِ وَ الـرَّخــآءِ اَلـلّـهُمَّ صَـلِّ عَـلى مُـحَـمَّـد وَ الِ مُـحَـمَّـد
.

اُولِــى الاَْمْرِ الَّــذینَ فَـرَضْـتَ عَـلَـیْـنا طـاعَـتَـهُـمْ وَ عَـرَّفْـتَـنـا بِـذلِکَ
.

مَـنْـزِلَـتَـهُـمْ فَـفَـرِّجْ عَـنّـا بِـحَــقِّــهِــمْ فَــرَجـاً عـاجِــلا قَــریـبـاً کَـلَـمْـحِ الْـبَـصَرِ
.

اَوْ هُـوَ اَقْـرَبُ یا مُـحَـمَّـدُ یـا عَـلِىُّ یـا عَـلِـىُّ یـا مُـحَـمَّـدُ اِکْـفِـیـانـى
.

فَـاِنَّـکُـما کـافِـیانِ وَ انْـصُـرانـى فَـاِنَّــکُما نـاصِـرانِ یــا مَــوْلانـا یـا صاحِب الزَّمانِ
.

الْـغَـوْثَ الْـغَــوْثَ الْـغَــوْثَ اَدْرِکْـنـى اَدْرِکْـنـى اَدْرِکْـنـى
.

الـسّــاعَـةَ الـسّــاعَــةَ الـسّــاعَــةَ الْـعَـجَـلَ الْـعَـجَـلَ الْـعَـجَـلَ
.

یـا اَرْحَــمَ الــرّاحِـمـیـنَ بِــحَـقِّ مُـحَـمَّـد وَ الِـهِ الـطّـــاهِـــریـنَ


                         

                                                  عزیزان یادمان باشد که

                                              امام زمان (عج) آوردنی است نه آمدنی

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 92/7/17 ساعت 20:52 توسط . مریم... 11 عطر انتظار***

بسم الله الرحمن الرحیم

از ولادت موعود تا شهادت امام عسکري علیه السلام


 

دریافت هدایاي مادي
یکی از برنامه هاي شیعیان، فرستادن هدایاي مادي و واجبات مالی براي امامان معصوم علیه السلام بوده است و آن بزرگواران پس از پذیرفتن آن ها، ازنیازمندان جامعه رفع نیاز میکردند.
ابن اسحاق یکی از وکیل هاي امام حسن عسکري علیه السلام می گوید:
"اموالی از شیعیان را به محضر امام یازدهم علیه السلام بردم تا به آن حضرت تقدیم کنم. در آن حال فرزند خردسال حضرت با چهره اي که مانند ماه تمام می درخشید در کنار امام حضور داشت. امام عسکري علیه السلام رو به فرزند خود کرده فرمود: "فرزندم هدایاي شیعیان و دوستانت را باز کن!"

کودك فرمود:"اي مولاي من! آیا رواست دست پاك ( خود )را به هدایاي ناپاك و اموال پلیدي که حلال و حرام آن به یکدیگر آمیخته است دراز کنم؟!"
امام عسکري علیه السلام فرمود: "اي ابن اسحاق، آن چه در میان اینان است بیرون آور تا حلال و حرام آن را جدا کند!!" پس اولین کیسه را بیرون آوردم. کودك گفت: "این کیسه از فلان شخص از فلان محله شهر قم است ( و نام او و نام محله اش را فرمود ) که در آن شصت و دو اشرفی است. چهل و پنج اشرفی از آن، بهاي فروش زمین سنگلاخی است که صاحبش آن را از پدر خود، ارث برده است و چهارده دینارِ آن بهاي نه جامه است که فروخته و سه دینارش وجه اجاره دکانها است."
امام عسکري علیه السلام فرمود: "فرزند عزیزم! راست گفتی. اکنون این مرد را راهنمایی کن که کدام ( از این اموال )حرام است؟!" کودك با دقت تمام، سکّه هاي حرام را مشخص کرد و علت حرام بودن آنها را به روشنی بیان کرد!
سپس کیسه دیگري بیرون آوردم. آن کودك پس از بیان نام و نشان و محل سکونت صاحب آن، فرمود: "در آن کیسه پنجاه اشرفی است که دست زدن بدان براي ما روا نیست." سپس علت ناپاکی آن اموال را یک به یک بیان کرد! آن گاه امام عسکري علیه السلام فرمود: "پسر جانم راست گفتی!" سپس رو به احمد بن اسحاق کرد و فرمود:"همه را به صاحبش برگردان یا سفارش کن که آنها را به صاحبانش برسانند و ما را نیازي به آن نیست...".

نماز بر جنازه پدر
آخرین فراز از زندگی امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران اختفا و پیش از شروع غیبت، نماز خواندن آن حضرت بر جنازه پاك پدر بزرگوارش است.
ابوالاَدیان خدمتکار امام یازدهم علیه السلام در این باره میگوید:
"امام حسن عسکري علیه السلام در آخرین روزهاي عمر شریف خود، نامه هایی را به من داد و فرمود: اینها را به شهر مدائن برسان؛ پس از پانزده روز به سامراء بازخواهی گشت و از خانه من ناله و افغان خواهی شنید و ( بدن ) مرا در محل غسل خواهی دید."گفتم: اي سرور من! چون چنین روي دهد، امام و جانشین شما که خواهد بود؟ فرمود: "هر کس پاسخ نامه هاي مرا از تو بخواهد، امام پس از من خواهد بود." گفتم: نشانه دیگري بفرمایید!
فرمود: "کسی که بر من نماز بخواند، امام پس از من خواهد بود." گفتم: نشانه دیگري بفرمائید! فرمود: "کسی که از آن چه در کیسه است خبر دهد،امام پس از من خواهد بود." (ولی )هیبت و شکوه امام مانع از آن شد که بپرسم در آن کیسه چیست!
نامه ها را به مدائن بردم و جواب آنها را گرفتم و همان گونه که فرموده بود روز پانزدهم وارد سامراء شدم و در آن حال فریاد ناله و افغان از سراي آن حضرت شنیدم و (بدن) امام عسکري علیه السلام را در محل غسل یافتم. در آن حال جعفر، برادر آن حضرت را دیدم که بر در خانه امام ایستاده است و جمعی از شیعیان، وي را (در مرگ برادر) تسلیت و (بر امامتش )تبریک میگفتند!! با خود گفتم: اگر این (جعفر) امام است که امامت، تباه می شود؛ زیرا او را میشناختم که اهل شراب و قماربازي و تارزنی است! (ولی چون در پی نشانه ها بودم) پیش رفتم و (مانند دیگران )تبریک و تسلیت گفتم ولی او درباره هیچ چیز (از جمله جواب نامه ها) از من سؤالی نکرد. در آن حال عقید (یکی از خدمتکاران از خانه) بیرون آمد و (خطاب به جعفر
)گفت: اي سرور من، برادرت (امام عسکري علیه السلام )کفن شده است، برخیز و بر او نماز گزار!! من به همراه جعفر و جمعی از شیعیان داخل خانه شدم و امام یازدهم علیه السلام را کفن شده بر تابوت دیدم. جعفر پیش رفت تا بر برادرش نماز گزارد ولی چون خواست تکبیر بگوید کودکی گندم گون با گیسوانی مجعد و دندان هاي پیوسته بیرون آمد و لباس جعفر را گرفت و گفت: "اي عمو! عقب برو که من به نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم!" پس جعفر با چهره اي رنگ پریده و زرد، عقب رفت! آن کودك پیش آمد و بر بدن امام علیه السلام نمازگزارد. پس از آن (به من) فرمود:
"جواب نامه هایی را که به همراه داري به من بده!" نامه ها را به او دادم. و با خود گفتم این دو نشانه (از نشانه هاي امامت این کودك است). و جریان کیسه، باقی مانده است. نزد جعفر رفتم و او را دیدم که آه میکشید! یکی از شیعیان از او پرسید این کودك کیست؟
جعفر گفت: به خدا سوگند هرگز او را ندیده و نمیشناسم.
ابوالادیان ادامه میدهد:
"ما نشسته بودیم که گروهی از اهل قم آمدند و از امام حسن عسکري علیه السلام سراغ گرفتند و چون از شهادت آن حضرت باخبر شدند گفتند: به چه کسی تسلیت بگوئیم؟ مردم به جعفر اشاره کردند. آنها بر او سلام کردند و تبریک و تسلیت گفتند. سپس خطاب به جعفر گفتند: همراه ما نامه ها و اموالی است. بگو نامه ها از کیست؟ و اموال چقدر است؟!
جعفر برآشفت و از جا برخاست و گفت: آیا از ما علم غیب میخواهید؟! در این حال خدمتکار ( از اندرون ) بیرون آمد و گفت: نامه هاي فلانی و فلانی همراه شماست ( و نام و نشانی صاحبان نامه ها را گفت ) و نیز کیسهاي با شماست که در آن هزار دینار است که نقش ده دینار آن محو  شده است!
[ آنها نامه ها و اموال را به او دادند و گفتند: "آن که تو را براي گرفتن اینها فرستاده امام است...".


بقیه در قسمت بعدی...

منبع: کتاب نگین آفرینش

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 92/7/17 ساعت 8:43 توسط . مریم... 26 عطر انتظار***

 

عشق یعنی یکی درون دو تن

عشق یک روح رفته در دو بدن

 

عشق زهراست روبروی علی

نظر آنهم فقط به سوی علی

 

عشق راهی بدون خاتمه است

آخر، این راه، راهِ فاطمه است

 

فاطمه گفتم و دلم پر زد

باز شاعر به سیم آخر زد

 

زد دوباره دلی به این دریا

حسبنا الله و حسبنا زهرا

 

فاطمه قاب روبروی علی است

فاطمه غرق در وضوی علی است

 

فاطمه در کنار حیدر نه

فاطمه دختر پیمبر نه

 

خلق احمد به نور فاطمه بود

نور حیدر ظهور فاطمه بود

 

سیر لولاک آخرش زهراست

بی سبب نیست مادر باباست

 

یازده ماه دور گردن اوست

یازده گل به روی دامن اوست

 

یازده نور و یازده ساغر

یازده جوی جاری از کوثر

 

یازده عاشق از تبار علی

یازده عکس یادگار علی

 

یک دل او دارد و ازآن علی ست

فاطمه زور بازوان علی ست

 

یا علی بر لبش که جاری شد

برق زد عشق و ذوالفقاری شد

 

با تو تیغ علی دو دم دارد

با تو حیدر بگو چه کم دارد

 

دل شد از این حماسه بی پروا

حسبنا الله و حسبنا زهرا

 

قاسم صرافان

 

 

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 92/7/14 ساعت 20:54 توسط . مریم... 22 عطر انتظار***

 

طائر عرشم ولى پر بسته‏ ام
یاد دلدارم ولى دلخسته‏ ام
آسمانم بى ستاره مانده است
درد، من را سوى غربت رانده است
ناله‏ ها مانده است در چاه دلم
قاتلى دارم درون منزلم
من رضا را همچو روحى بر تنم
هستى و دار و ندار او منم
ضامن آهو مرا بوسیده است
خنده ه‏ایم دیده و خندیده است
بر رضا هرکس دهد من را قسم
حاجتش را می‏دهد بى بیش و کم
لاله‏ اى در گلشن مولا منم
غصه دار صورت زهرا منم
زهر کین کرده اثر رویم ببین
همچو مادر دست بر پهلو، غمین
در میان حجره‏ اى در بسته‏ ام
بى قرارم، داغدارم، خسته ‏ام
این طرف با فاطمه باشد جواد
آن طرف دشمن ز حالش گشته شاد
این طرف درد و غم و آه و فغان
آن طرف هم دخترانِ کف زنان
کس نباشد بین حجره یاورم
من جوان مرگم، شبیه مادرم
ریشه ‏ها را کینه ‏ها سوزانده است
جاى آن سیلى به جسمم مانده است
حال که رو بر اجل آورده‏ ام
یاد باباى غریبم کرده ‏ام
نیست یک درد آشنا اندر برم
خواهرى نبود کنار پیکرم
تشنه لب در شور و شینم اى خدا
یاد جدّ خود حسینم اى خدا


***جواد محمد زمانی***

 

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 92/7/13 ساعت 20:4 توسط . مریم... 7 عطر انتظار***








موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 92/7/9 ساعت 21:17 توسط . مریم... 58 عطر انتظار***

بسم الله الرحمن الرحیم
از ولادت موعود تا شهادت امام عسکري علیه السلام


معجزات و کرامات
یکی از فرازهاي خواندنی زندگی امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف در سالهاي نخستین تولد و پیش از دوران غیبت، معجزه ها وکرامت هایی است که به وسیله آن حضرت، انجام گرفته است و معمولا این بخش از حیات آن آیت بزرگ الهی، مورد غفلت واقع شده است.
ما تنها یک نمونه از آنها را میآوریم:
ابراهیم بن احمد نیشابوري گوید:
زمانی که عمروبن عوف، (که فرمانروایی ستمگر بود و به کشتن شیعیان، علاقه فراوان داشت.) قصد کشتن مرا کرد به شدت بیمناك شدم و وحشت همه وجودم را فرا گرفت. پس با خاندان و دوستان خود خداحافظی کرده و رو به جانب خانه امام حسن عسکري علیه السلام کردم تا با ایشان نیز وداع کنم و در نظر داشتم که پس از آن بگریزم. چون به خانه امام وارد شدم، در کنار امام حسن عسکري علیه السلام پسري دیدم که رویش مانندماه شب چهاردهم میدرخشید به گونه اي که از نور سیماي او حیران گشتم و نزدیک بود آنچه را در خاطر داشتم (یعنی ترس از کشته شدن و تصمیم به فرار)فراموش کنم.
(در این هنگام آن کودك) به من گفت: "اي ابراهیم، نیازي به گریختن نیست! به زودي خداي متعال، شرّ او را از تو دور خواهد کرد!"
حیرتم بیشتر شد، به امام عسکري علیه السلام گفتم: فداي شما شوم! این پسر کیست که از درون من خبر میدهد؟! امام عسکري علیه السلام فرمود: او فرزندمن و جانشین پس از من است....
ابراهیم گوید: بیرون آمدم در حالی که به لطف خداوند امیدوار بودم و به آنچه از امام دوازدهم، شنیده بودم، اعتماد داشتم. چندي بعد، عمویم مرا به  کشته شدن عمرو بن عوف، بشارت داد.

پاسخ گویی به سؤالات
آخرین ستاره درخشان آسمان امامت، در همان سال هاي آغاز زندگی، به سؤالات شیعیان در موارد گوناگون،پاسخ هاي محکم و قانع کننده میدادو دلگرمی و آرامش خاطر آنان را فراهم میکرد. براي نمونه روایتی را به اختصار نقل میکنیم:
سعد بن عبدالله قمی از بزرگان شیعه به همراه احمد بن اسحاق قمی وکیل امام حسن عسکري علیه السلام براي طرح سؤالات و دریافت پاسخ آنها به محضر امام یازدهم شرفیاب میشود. او جریان این دیدار را چنین نقل کرده است:
چون خواستم سؤال کنم، امام عسکري علیه السلام به فرزندش اشاره کرد و فرمود: "از نور چشمم سؤال کن!" در این هنگام کودك رو به من کرده فرمود:
"هر چه میخواهی سؤال کن!... پرسیدم: مقصود از "کهیعص" (از حروف مقطعه قرآن ) چیست؟ فرمود: این حروف از خبرهاي غیبی است. خداوند بنده (وپیامبر) خود زکریا را از آن آگاه ساخته و سپس آن را براي محمد صلی الله علیه و آله باز گفته است. داستان از این قرار است که زکریا علیه السلام ازپروردگارش خواست تا نام هاي پنج تن (آل عبا) را به او بیاموزد. خداوند متعال جبرئیل علیه السلام را بر او فرو فرستاد و آن نام ها را به او یاد داد. زکریا چون (نام هاي مقدس )محمد صلی الله علیه و آله و علی و فاطمه و حسن علیهم السلام را بر زبان میآورد اندوه و گرفتاریش برطرف میشد و وقتی حسین علیه السلام رایاد میکرد، بغض گلویش را میگرفت و مبهوت میشد. روزي گفت: بارالها چرا وقتی آن چهار نفر را یاد میکنم از اندوه ها و نگرانی هایم راحت شده و دل آرام میشوم و چون حسین علیه السلام را به یاد می آورم، اشکم جاري و ناله ام بلند میشود؟! خداوند او را از داستان حسین علیه السلام آگاه کرد و فرمود:
"کهیعص" (رمز این داستان است). "کاف" رمز کربلا و "هاء"رمز هلاکت خاندان (او) و "یاء" کنایه از نام "یزید" که جفاکننده نسبت به حسین علیه السلام است میباشد و "عین" اشاره به عطش و تشنگی او دارد و "صاد" نشانه صبر و استقامت امام حسین علیه السلام است...."
گفتم: اي مولاي من! چرا مردم از برگزیدن امام براي خود منع شده اند؟
فرمود: "(مقصود تو برگزیدن) امام مصلح است یا امام مفسد؟" گفتم: امام مصلح (که جامعه را اصلاح کند). فرمود: "با توجه به اینکه هیچکس از درون دیگري آگاه نیست که به صلاح و درستی می اندیشد یا به فساد و تباهی، آیا احتمال ندارد که برگزیده مردم، مفسد (و اهل تبهکاري) باشد؟" گفتم: آري،امکان دارد. فرمود: "علّت، همین است."
گفتنی است که در ادامه روایت، امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف علّت دیگري نیز بیان کرده اند و به سؤالات دیگر هم پاسخ فرموده اند که براي رعایت اختصار از بیان آنها خودداري شد.

 بقیه در قسمت بعدی...                                                                                       منبع:کتاب نگین آفرینش


موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 92/7/9 ساعت 21:3 توسط . مریم... 12 عطر انتظار***



      قالب ساز آنلاین