" href="/rss/" />















عطربهشت...

مهدی جان، یقین دارم با آمدنت،بهشت را به ارمغان خواهی آورد...

سلام و عرض ادب خدمت همه بانوان ارزشمند و پاکدامن سرزمینم که الگویشان فاطــــــــــــــمه(س) است

و سلام و عرض ادبی هم خدمت همه ی شیرمردان وطنم که الگوی رفتارو کردارشان،مولا علــــــــــی (ع) است

 

ازکلام زیبای دکتر علی شریعتی زیباتر ندیدم که گفت:

از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است . فاطمه یک زن بود ، آنچنان که اسلام می خواهد که زن باشد.تصویر سیمای او را پیامبر ، خود رسم کرده بود و او را در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.

وی در همه ابعاد گوناگون «زن بودن » نمونه شده بود.

مظهر یک دختر در برابر پدرش

مظهر یک همسر در برابر شویش

مظهر یک مادر در برابر فرزندانش

مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش

وی خود یک امام است.یعنی یک نمونه مثالی ، یک تیپ ایده آل برای زن ، یک اسوه ، یک شاهد برای هر زنی که می خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند.او با طفولیت شگفتش ، با مبارزه مدامش در دو جبهه داخلی و خارجی ، در خانه پدرش ، خانه همسرش ، در جامعه اش ، در اندیشه و رفتار و زندگی اش ، چگونه بودن را به زن پاسخ می داد.

نمی دانم از او چه بگویم ؟ چگونه بگویم ؟ خواستم از بوسوئه تقلید کنم ، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی ، از مریم سخن می گفت.گفت هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم ، داد سخن داده اند.هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب ، ارزش های مریم را بیان کرده اند.هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان ، در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقشان را بکار گرفته اند.هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان ، چهره نگاران و پیکره سازان بشر ، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوشش ها و هنرمندی های همه در طول این قرن های بسیار ، به اندازه این کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند که :

« مریم مادر عیسی است »

و من خواستم با چنین شیوه ای ازفاطمه بگویم ، باز درماندم :

خواستم بگویم

فاطمه دختر خدیجه بزرگ است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه دختر محمد (ص) است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه همسر علی (ع) است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه مادر حسین است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه مادر زینب است

باز دیدم که فاطمه نیست.

نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

فاطمه، فاطمه است...

 



تاج از فرق فلک برداشتن

جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو ، ره یافتن

هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز

شب بتی چون ماه در بر داشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب

روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماهِ رویا آفرین

ناز بر افلاک اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلک

بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه سلیمانی یافتن

شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن

ملک هستی را مسخر داشتن

بر تو ارزانی که ما را خوش تر است

لذت یک لحظه مادر داشتن !

فریدون مشیری


میلاد بانوی صبر و زیبایی

حضرت فاطـــــــــــــــــــــــــمه زهرا(س)

بر همه ی آزادگان جهان، بخصوص بانوان فداکار ایرانی

مبــــــــــــــــــــــــــــــــــارک

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/1/29 ساعت 9:43 توسط . مریم... 45 عطر انتظار***

 

 

http://www.asrehamoon.ir/images/docs/000051/051276/images/image-6d401cf16fd82cd9a50364cbc0ed9c26792a4f5128f13ecbdfa316a63ccd6d0c-V.jpg

سلام شهید

بگو شهید

خودت بگو

اینجا کسی جواب مرا نمیدهد

کسی زبان دردهای مرا نمیفهمد

کسی چه میداند در منتهای نگرانیهای من، در عبور حادثه ها

به دنبال چه میگردم

بگو شهید

بگو به چه جرمی نگاهت را گرفتند

به چه حکمی، بودنت را نخواستند

به جرم شیعه بودن؟

به حکم انسان بودن؟

چشمانت راچرا بسته ای شهید

مگرنه اینکه باید برخیزی و ببینی چگونه مدعیان ،دادخواهی ات میکنند؟

مگر نه اینکه باید بخندی از اینکه خونت هرگز پامال خودخواهی های ما نخواهد شد؟!!

برخیز "جواد نوروزی"

عزیز دل خواهر و مادرت

عصای دست پدرت

برادر برادرت

برخیز و ببین که سرمن بیشتر در لاک خودم فرو رفت

به من چه که تورا شهیدکردند!!!!!!!!!!

 

شهادتت مبارک

 

www.iran-stu.com

 

این روزها استان من میزبان ریاست جمهوری جناب آقای روحانی است.. در اولین روز حضور

هیئت دولت در شهرمان

یکی از معلمان شاغل در روستایی از توابع راسک به دست تروریستها به شهادت رسید...

 

من به عنوان یک فرهنگی ساکن و شاغل در این استان، از مسوولین تقاضا دارم که

" شما را به جان عزیزانتان قسم، به مقدساتتان قسم"

نگذارید این اتفاقات تکرار شود

خودتان را جای پدر و مادر این شهید و چندین شهید فرهنگی دیگر

که به دست اشرار منطقه و به وضع فجیعی به شهادت رسیده اند ،بگذارید...

www.iran-stu.com

 

 

«جواد نوروزی» یک فرهنگی شاغل رسمی آموزش و پرورش استان سیستان‌ و بلوچستان در روستای حیط در 35 کیلومتری شهرستان راسک به ضرب گلوله افراد ناشناس ترور شد.

وی معلم پایه 6 روستای حیط از توابع شهرستان راسک هنگام رفتن به محل کار به ضرب 5 گلوله توسط راکبان موتور سوار مسلح به سلاح گرم کشته شد.

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/1/27 ساعت 10:3 توسط . مریم... 77 عطر انتظار***

از آسمانم ماتم ببارد

هراس بی تو ماندنم ادامه دارد

نمی نویسم ترانه بی تو

چگونه پر کشد خیال واژه بی تو

به لب رسیده جان کجایی؟

کجایی؟

که برده طاقتم جدایی

باران تویی

به خاک من بزن

بازا ببین

که بی مه تو من هوای پر زدن ندارم

باران تویی

به خاک من بزن

بازا ببین

که در ره تو من نفس بریده در گزارم

مگر ندانی

چو از تو دورم

بی راهه ای خموش و تار

بی عبورم

نمی توانم

دگر برویم

که من اسیر این خزان تو به تویــــــم

 به لب رسیده جان کجایی؟

کجایی؟

رهی نمانده تا رهــــــــــــــایی

باران تویی

به خاک من بزن

بازا ببین

که بی مه تو من هوای پر زدن ندارم

باران تویی

به خاک من بزن

بازا ببین

که در ره تو من نفس بریده در گزارم


اللهم عجل لولیک الفرج


لطفا در هنگام خواندن این شعر زیبا به آهنگ وبلاگ هم گوش بدین

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/1/23 ساعت 14:41 توسط . مریم... 35 عطر انتظار***




لیلی بنشین خاطره ها را رو کن

لب وا کن و با واژه بزن جادو کن

لیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست

بعد از من و جان کندن من نوبت توست

لیلی مگذار از دَم ِ خود دود شوم

لیلی مپسند این همه نابود شوم

لیلی بنشین، سینه و سر آوردم

مجنونم و خونابِ جگر آوردم

مجنونم و خون در دهنم می رقصد

دستان جنون در دهنم می رقصد

مجنون تو هستم که فقط گوش کنی

بگذاری ام و باز فراموش کنی

 

ادامه شعر را در ادامه مطلب بخونید حتما

لطفا نظر یادتون نره


:ادامه مطلب:

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/1/19 ساعت 20:4 توسط . مریم... 50 عطر انتظار***



 در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست 

اینسان نمی یابی ز من حتی نشان ای دوست

 من در توگم گشتم مرا در خود صدا می زن

 تا پاسخم را بشنوی پژواك سان ای دوست

در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من

سردی مكن با این چنین آتش به جان ای دوست 

گفتی بخوان خواندم اگر چه گوش نسپردی

حالا که لالم خواستی پس خود بخوان ای دوست

من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم

گر می توانی یك نفس با من بمان ای دوست

یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی كن 

از من من این برشانه ها بار گران ای دوست

نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت

بیهوده می كوشی بمانی مهربان ای دوست 

آنسان كه می خواهد دلت با من بگو آری 

من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست


شاعر:محمدعلی بهمنی

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/1/19 ساعت 18:2 توسط . مریم... 6 عطر انتظار***

 

 

 

دفتر انتظار را وا کن

صفحه صفحه نظر به فردا کن

روزها را ورق ورق بگذر

صفحه ها را بخوان و معنا کن

 

وادی متن یا حواشی دور

به کجا می روی میان سطور

سطر ها روشنند و تاریکند

چشم هایت چه را نموده مرور

 

متن این صفحه ها پر از معناست

صاحب لحظه ها تک و تنهاست

برسی تا به آخر دفتر

صفحه آخرالزمان پیداست

 

رد خون ها و صفحه های خطر

ما چه فهمیده ایم از این دفتر

می چکد اشک ها و می شوید

رد خون های لاله پرپر

 

دفتر خیس عمر ما بسته

دفتر انتظار نابسته

جاده انتظار را طی کن

که به این جاده چشم ها بسته

 

اللهم عجل لولیک الفرج

مسعود نوروزی

 

 

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/1/16 ساعت 18:57 توسط . مریم... 23 عطر انتظار***



      قالب ساز آنلاین