" href="/rss/" />















عطربهشت...

مهدی جان، یقین دارم با آمدنت،بهشت را به ارمغان خواهی آورد...

 

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت

شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

ز گرد راه برون آ، که پیر دست به دیوار

به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت

بیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاه

نمی‌رمد مگر از توتیای گرد سیاهت

بیا که جز تو سزاوار این کلاه و کمر نیست

تویی که سوده کمربند کهکشان کلاهت

جمال چون تو به چشم نگاه پاک توان دید

به روی چون منی الحق دریغ، چشم و نگاهت

در انتظار تو می‌میرم و در این دم آخر

دلم خوشست که دیدم به خواب، گاه به گاهت

اگر به باغ تو گل بر دمید، من به دل خاک

اجازتی که سری بر کنم به جای گیاهت

تنور سینه ما را ای آسمان، به حذر باش

که روی ماه ،سیه می‌کند به دوده آهت

کنون که می‌دمد از مغرب، آفتاب نیابت

چه کوه‌های سلاطین که می‌شود پَر کاهت

تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی

که سر جهاد تویی و خداست پشت و پناهت

خدا وبال جوانی، نهد به گردن پیری

تو «شهریار» ،خمیدی به زیر بار گناهت

 

شهریارا، یادت گرامی

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/6/27 ساعت 12:25 توسط . مریم... 24 عطر انتظار***

 

يك صندلی خالی كنار رؤياهايم از آنِ توست،


بنشينی يا بروی

 

دوستت دارم...


*** الـلّـهـم عجِّـل لولیِّـک الفـرج ***

 

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/6/22 ساعت 19:26 توسط . مریم... 21 عطر انتظار***

http://www.uplooder.net/img/image/83/059dfa6b8f48bccd5030a735ee5adf47/%D8%AD%D8%B1%D9%859.jpg

 

یادت که هست؟


کنج حرم


رو به روی عشق...


گفتم تمام حرف دلم را برای تو...

 

 

میلاد شمس الشموس


حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع)


بر همه ی شیعیان مبارک باد

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/6/15 ساعت 12:9 توسط . مریم... 30 عطر انتظار***

 

 

گرچه خسته ام

گرچه دلشکسته ام

باز هم گشوده ام درى به روى انتظار

تا بگويمت هنوز هم به آن صداى آشنا اميد بسته ام.

اى تو صاحب زمان!

اى تو صاحب زمين!

دل جدا ز ياد تو آشيانه اى خراب وبى صفاست

ياد سبز وروح بخش تو ياد لطف بى نهايت خداست

کوچه باغ سينه ام اى گل محمدى به عطر نامت آشناست

آنکه در پى تو نيست کيست؟

آنکه بى بهانه تو زنده است در کجاست؟

اى کرامت وجود!

باد غربتى که مى وزد به کوچه هاى بى تو

بوى مرگ مى دهد

بوى خستگى فسردگى

کوچه هادر انتظار يک نسيم روح بخش يک پيام آشنا ودلنواز

سينه را گشوده اند.

کوچه هاى ما هميشه عاشق تو بوده اند.

اى کبوتر دلم هوايى محبتت!

سينه ام آشناى نعمت غم است

گر هزار کوه غم رسد هنوز هم کم است

از درون سينه ام

ناله هاى مرغ خسته اى به گوش مى رسد.

بالهاى زخمى ام نيازمند مرهم است.

صبحگاه جمعه ها

آفتاب ياد تو ز (ندبه)هاى ما طلوع مى کند.

آنکه شب پس از دعا

با سرود اشتياق ونغمه اميد

با دلى سفيد خواب رفته است

روز را به شوق ديدنت شروع مى کند

اى تو معنى اميد وآرزو!

اى براى انتظار عاشقانه آبرو!

عشقهاى پاک در ميان خنده ها وگريه هاى عاشقان

پيش عصمت الهى ات خضوع مى کند.

اى بهانه اى براى زيستن!

اشتياق همچو سبزه بهاره هر طرف دميده است.

جمکران جلوه اى از انتظار وشوق ماست

اى بهار جاودان

اى بهار آفرين

ما در انتظار مقدم توييم

اى اميد آخرين!

اى عزيز دل

پناه شيعيان

اى فروغ جاودان!

سايه بلند نام وياد تو

از سر وسراى عاشقان بيقرار کم مباد

قامت بلند شوق

جز بر آستان پرشکوه انتظار خم مباد.

 

اللهم عجــــــــــل لولیک الفرج

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/6/8 ساعت 13:35 توسط . مریم... 18 عطر انتظار***

 

ازشب میلاد تو اینگونه حاصل می شود

ماه ،روز اول ذی القعده کامل می شود 

بارها سر در میارد از شب میلاد تو

تا که جبرائیل ازخورشید غافل می شود

گوئیا شان نزولش می شود ایران ما

هرچه بر "موسی بن جعفر"سوره نازل می شود

پای او "شاه چراغ "و دستها "عبدالعظیم"

چشم ایران چون که مشهدگشت-قم ؛دل می شود

خاک مشهد نسخه ی ایرانی کرب وبلاست

حضرت معصومه زینب را معادل می شود

هرچه قابل تر در این مجموعه ناقابل تر است

هرچه ناقابل در این مجموعه قابل می شود

هرکسی از خویش داخل گشت خارج می شود

هرکسی از خویش خارج گشت داخل می شود

هرکسی درشهر عاقل گشت عاشق هم نشد

هرکسی درصحن عاشق گشت عاقل می شود

رتبه ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب

شاه باترفیع در صحن تو سائل می شود

درحریمت شعر گفتن کار خودرا می کند

"شاطر عباس قمی" هم گاه "دعبل "می شود

اشک وقتی واقعی شد در حرم هم سرگرفت

پس به جای مُهر پیشانی من گل می شود

هرکسی طرز ارادت را به تو توضیح داد

صاحب یک جلد توضیح المسائل می شود

گوشه ای از لطف پنهان تو که معلوم نیست

گوشه ای از لطف معلوم تو"فاضل"می شود

تاچهل شهرمجاور وسعت اکرام توست

پس من همسایه ات رانیز شامل می شود

مشکلات سختم آسان شد ولی کاری بکن

دل بریدن از تو دارد باز مشکل می شود

 

میلاد حضرت فاطمه معصومه(س)

 

 بر همه ،بخصوص دختران پاک سرزمینم

 

مبارک باد

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/6/5 ساعت 18:7 توسط . مریم... 16 عطر انتظار***


 

آیا از سرزمین یاس‌ها آمده‌ای كه عطر نفس‌هایت از فرسنگ‌ها جانمان را می‌نوازد؟!

یا از سرزمین آیینه‌ها آمده‌ای كه صداقت در كلامت موج می‌زند...؟!

چشمان پرگناه ما هرگز تو را ندید. امّا با قلبمان تو را همیشه احساس می‌كنیم.

سلالة زهرا!

از دل‌تنگی زیاد گفته‌ایم و زیاد شنیده‌ای

امّا مسئله این است آیا باور كردنش برایت آسان است یا دشوار!

آقای لحظه های پرالتهاب من!

جهان در پشت میله‌های زندان «چه كنم»گرفتار است

و زمین با همة وجود خود «ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما كسبت أیدی الناس» را احساس می‌كند.

مهربان‌تر از باران!

كودكان فقیری را در سرزمین‌های غنی غارت شده بارها دیده‌ام

كه حتی به اندازة یك نفس كشیدن به آینده امیدی ندارند.

فرزندانی كه از درد لاغری وگرسنگی به سادگی می‌شود دنده‌های نازك آنها را شمرد.

عزیزفاطمه!

من مادرانی را دیده‌ام كه فرزندان خود را در قنداقه‌ای پر از گل‌های سرخ می‌پیچند

امّا به جای گهواره آنها را در گوری سرد می‌نهند

و به جای لالایی نشید زار می‌خوانند.

آقای پر از احساس!

من آوارگان پر از خاك و نیاز را كه با هزاران بیم و امید به سرزمین‌های همسایه می‌گریزند

و از مرگ به سوی تحقیر می‌شتابند را بارها دیده‌ام.

تنهاترین مرد خدا!
من عروسك‌های بچه‌های همسایه (فلسطین) را

كه چشمانش خون و دست‌هایش تیغ آتش است كه می‌بینم

از عروسك‌های مخمل خودم می‌ترسم.

من تازه عروسان بیوه شده و عمر یك روزة نوزادانی را كه سال‌ها در انتظارشان بوده‌اند می‌فهمم.

من چنگال‌های بی‌رحم نامردان عالم كه بر جوانی جوانان ما چنگ می‌اندازد را می‌بینم.

من قلم‌هایی را كه تو را افسانه می‌خوانند می‌دانم.

یاور افلاكی من!

انگار حنجره هنجارهای اسلام را غبار حرص و غفلت مسلمان آزار می‌دهد

و من هنوز هم متحیّرم كه خدا چقدر صبور است!

شاهد دادگاه عدل!

بگذار تا اعتراف كنم كه

اگر به اندازة جرعه‌ای عاشقت بودیم می‌آمدی.

نیستیم كه نمی‌آیی...

حكومت عشق در مملكتی علَم می‌شود كه مردمش عاشق باشند؛

آری ما فقط عاشقی را «شعار» داده‌ایم و بس.

مهربانا!

مگذار تسبیح نگاهمان از فرط جدایی دانه دانه شود...

 

اللّهمّ بلّغ مولانا الإمام الهادی المهدی(عج)

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/6/2 ساعت 8:23 توسط . مریم... 46 عطر انتظار***



      قالب ساز آنلاین