" href="/rss/" />















عطربهشت...

مهدی جان، یقین دارم با آمدنت،بهشت را به ارمغان خواهی آورد...

 

 

 

دفتر انتظار را وا کن

صفحه صفحه نظر به فردا کن

روزها را ورق ورق بگذر

صفحه ها را بخوان و معنا کن

 

وادی متن یا حواشی دور

به کجا می روی میان سطور

سطر ها روشنند و تاریکند

چشم هایت چه را نموده مرور

 

متن این صفحه ها پر از معناست

صاحب لحظه ها تک و تنهاست

برسی تا به آخر دفتر

صفحه آخرالزمان پیداست

 

رد خون ها و صفحه های خطر

ما چه فهمیده ایم از این دفتر

می چکد اشک ها و می شوید

رد خون های لاله پرپر

 

دفتر خیس عمر ما بسته

دفتر انتظار نابسته

جاده انتظار را طی کن

که به این جاده چشم ها بسته

 

اللهم عجل لولیک الفرج

مسعود نوروزی

 

 

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/1/16 ساعت 18:57 توسط . مریم... 24 عطر انتظار***



      قالب ساز آنلاین