" href="/rss/" />















عطربهشت...

مهدی جان، یقین دارم با آمدنت،بهشت را به ارمغان خواهی آورد...



 در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست 

اینسان نمی یابی ز من حتی نشان ای دوست

 من در توگم گشتم مرا در خود صدا می زن

 تا پاسخم را بشنوی پژواك سان ای دوست

در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من

سردی مكن با این چنین آتش به جان ای دوست 

گفتی بخوان خواندم اگر چه گوش نسپردی

حالا که لالم خواستی پس خود بخوان ای دوست

من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم

گر می توانی یك نفس با من بمان ای دوست

یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی كن 

از من من این برشانه ها بار گران ای دوست

نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت

بیهوده می كوشی بمانی مهربان ای دوست 

آنسان كه می خواهد دلت با من بگو آری 

من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست


شاعر:محمدعلی بهمنی

موضوعات مرتبط: بدون دسته

نوشته شده در 93/1/19 ساعت 18:2 توسط . مریم... 6 عطر انتظار***



      قالب ساز آنلاین