" href="/rss/" />















عطربهشت...

مهدی جان، یقین دارم با آمدنت،بهشت را به ارمغان خواهی آورد...

 

رفته صبر از کَفَم این حال نمی‌فهمم چیست

عمق این فاجعه صد سال نمی‌فهمم چیست

در سرم هست از او طرح ِ سری خون‌آلود

من که نقاشی و تمثال نمی‌فهمم چیست

درکَم از اوست همین قدر که شد ذبح ِ عظیم

باقی ِ روضه يِ‌ گودال نمی‌فهمم چیست

کشتن تشنه‌یِ زخمی عمل ِ سختی نیست

بر سرش این همه جنجال نمی‌فهمم چیست!

سر کجا رفته و انگشتر و انگشت کجاست؟

بسمل کَنده پر و بال نمی‌فهمم چیست

نحر ِ این سر که خودش جایزه دارد، دیگر

غارتِ خیمه و اموال نمی‌فهمم چیست

زره و خوود و سپر باز هم ارزش دارد

غارتِ چادر اطفال نمی‌فهمم چیست!!!

بین گودال و شلوغیش تنش خُرد شده

نعل آوردن و پامال نمی‌فهمم چیست


التماس دعا

 

 

موضوعات مرتبط: مذهبی

نوشته شده در 94/8/2 ساعت 9:55 توسط . مریم... 14 عطر انتظار***


آنکه عمری داغ زهرا شعله زد بر پیکرش

ریخت از روز ازل باران ماتم بر سرش

نخل امید رضا بود و به باغ احمدی

دست ظلمی زد شراره بر همه برگ و برش

از غریبی بی کس و تنها به خود پیچید و باز

شد غبار حجره در بسته او بسترش

او چو شمعی آب می گردید از کینه ولی

هلهله می کرد از شادی در آنجا همسرش

همسر او گر برون حجره می خندد ولی

در درون حجره می گرید به حال مادرش

بشکند دست تو گلچین این گل زهرا بود

با چه جرأت دست افکندی و کردی پرپرش

این جگر از داغ  یک سیلی تمام عمر سوخت

آخر ای زهر جفا کردی چرا سوزان ترش

در دو عالم سربلند است و سر افرازی کند

هر که می گردد (وفائی) از وفا خاک درش


***هاشم وفائی*** 

موضوعات مرتبط: مذهبی

نوشته شده در 94/6/22 ساعت 19:30 توسط . مریم... ***یک عطر انتظار***

به نام خداوند عشق آفرین

خدایا در چشمه ی زلال فطر روحمان را پاک گردان

 

 

عیدتون مبارک

@};-

 

 

 

 

 

موضوعات مرتبط: مذهبی

نوشته شده در 94/4/26 ساعت 23:20 توسط . مریم... 20 عطر انتظار***

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

موضوعات مرتبط: مذهبی

نوشته شده در 94/4/16 ساعت 23:44 توسط . مریم... 4 عطر انتظار***

 

عاشق شدن به گوشه نگاهت عجب نداشت
هرکس که دید روی تو را روز و شب نداشت
ای قبله مدینه و درمان دردها
جز خانه تو، شهر مدینه مطب نداشت
با روی باز بر همگان لطف میکنی
حتی به سائلی که رسید و ادب نداشت
سهمش قبول توبه نشد هر که در قنوت
یا محسن و بحق حسن روی لب نداشت
 
حیف! از صحابه تو کسی خوش مثل نشد
حیف! از زمانه ی تو که آقا! وَهَب نداشت
اینجا نواده های تو صاحب حرم شدند
یعنی ارادت عجمی را عرب نداشت؟
در شهر ری مزار تو را یاد میکنیم
روزی رسد بقیع تو آباد میکنیم

 

 

خدا به هر که شبی عاشقانه تر داده
دو چشم جاری و اشکی روانه تر داده
زمان خلقت عالم، خدای عشق پسند
به عاشقان جگری پُر زبانه تر داده
کنار سفره اکرام آمدم، دیدم
کریم رزق مرا، دیده گان تَر داده
به نیمه رمضان حق به فاطمه، به علی
ز بوی عشق، شبی جاودانه تر داده
اگر چه نسل امامان حسینی است، خدا
به مجتبی نمکی مادرانه تر داده
شکوه عشق ز لبهای یار می ریزد
رگ گدا شدنم را چه بر می انگیزد

 

میلاد با سعادت دومین نور ولایت


امام حسن مجتبی(ع)


بر همه ی پیروان راهش مبارک باد

موضوعات مرتبط: مذهبی

نوشته شده در 94/4/10 ساعت 19:46 توسط . مریم... 7 عطر انتظار***

 

 

 

 

 

موضوعات مرتبط: مذهبی

نوشته شده در 94/3/27 ساعت 11:3 توسط . مریم... 2 عطر انتظار***



هرشب میان خواب های خود
دنبال مضمون های نایابم
دنبال قدری واژه میگردم
دلخسته و غمگین و بی تابم

هربندبند شعر دستم را
میبندد و من اشک می ریزم
در گفتن ازتو ناتوان هستم
باواژه های خرد و ناچیزم

تا اینکه زیبا میشود خوابم
دست تو می آید به سوی من
مضمون فراهم میشود وقتی
تو مینشینی روبروی من

چشم تو مقتل خوانی بازاست
ازروضه ی مکشوف لبریزاست
گویا برای شعر مدت هاست
لبخندهایت هم غم انگیزاست

من شاعری از خاک ایرانم
تو یادگار کربلا هستی
آقای خوبم ، خوب میدانم
با گویش من آشنا هستی

من شک ندارم گویشم آقا
دارد میان قلب تو جایی
وقتی درون گوش تو مادر
با این زبان میخوانده لالایی!

حالا بگویم از کجای غم؟
با گویش آبا و اجدادم
درسینه ی من حرف بسیاراست
حالا که هستی رفته ازیادم

ها ! راستی از درد میگفتم
ارثی که از نام علی بردی
مثل پدر پای علی ماندی
سی سال هم خون جگرخوردی

یا بند بر دست تو افتاده
یا در گلویت استخوان داری
باغ ولایت سبز میماند
تا بر جگر زخم زبان داری

دست خزان آیا نمیدانست؟
باغ علی زردی ندارد که!
ها ! راستی بازویتان آقا...
در سجدها دردی ندارد که؟!

وقتی که پیش چشم خونبارت
خون خدا نقش زمین باشد
یعنی که داماد حسن باید
در غصه ها صابرترین باشد

آقای خوبم شعرمن هرچند
تعریفی از یک خواب تکراریست
این خوابهای هرشبم اما
زیباترین تعبیر بیداریست!


شاعر: محسن کاویانی


موضوعات مرتبط: مذهبی

نوشته شده در 94/3/2 ساعت 19:46 توسط . مریم... 2 عطر انتظار***


کسی از نام اباالفضل اگر دم بزند

عشق پیدا شود و خیمه به عالم بزند

دل، همان بس که به باغ تو شکوفا شود و

چشم بگذار که در وصف تو شبنم بزند

دست، هنگامه نقّاشی تو آه کشد

عشق، بگذار قرار همه بر هم بزند

دیده از نام اباالفضل چراغان شود و

تکیه بر کوچه آیین محرّم بزند

یک توسل به تو کافی است دری باز شود

عشق پیدا شود و خیمه به عالم بزند

 

میــــلاد آقا ابالفضل العبـــــــــــــاس

 

بر همه ی عاشقــــــــان مبارک

 

 

 

موضوعات مرتبط: مذهبی

نوشته شده در 94/3/1 ساعت 18:50 توسط . مریم... ***بدون عطر انتظار***

 

خانۀ شیر خدا امشب پر از نور خداست
الـبشاره لیلۀ میلاد مصباح الهـداست

بر سر دوش نبی، شمس ولایت جلوه گر
پیش روی فاطمه، مرآتِ حسنِ ابتداست

فاطمه آورده فرزندی که در قدر و جلال
هم محمد هم امیرالمؤمنین هم مجتباست

چشم ثاراللهیان روشن به میلاد حسین
کام حزب اللهیان شیرین که این عید خداست

گام گامِ مقدمش، رشک گلستان بهشت
عضو عضوِ پیکرش، اوراق صنع کبریاست

این همان مصباح دست غیب رب العالمین
این همان قرآن روی قلب ختم الانبیاست

چشم نه، لب نه، جبین نه، حنجر و رخسار نه
پای تا سر غرق در گلبوسه‌های مرتضاست

با وجود آنکه نَبوَد رحمت حق را حدود
این نمای رحمت بی حدِّ ذات کبریاست

سبط احمد، نجل حیدر، آرزوی فاطمه
خون قرآن، اصل ایمان، قلب دین، روح دعاست

قطره‌ای از بحر لطفش چشمۀ آب حیات
ذره‌ای از خاک کویش درد عالم را دواست

وصف او باید کسی گوید که قرآن آورد
مدح او باید کسی گوید که او را خونبهاست

هر چه می‌بینم جمالش را، نبی پا تا به سر
هرچه می‌خوانم ثنایش را،علی سرتا به پاست

هر سری تقدیم جانان گشت، خاک پای او
هر دلی جای خدا گردد، بر او صحن و سراست

هر چه از او خواست ذات پاک حق تقدیم کرد
درعوض او ازخدای خویش بگرفت آنچه خواست

من نمی‌گویم، نمی‌گویم، خدا باشد حسین
لیک گویم گر خدایی از خدا خواهد، رواست

خواهـر مظلومۀ او مـادر آزادگی است
تـا قیامت بر همه آزاد مردان مقتداست

اصغری دارد که ذبح اکبرش خوانند خلق
دختری دارد که دست بسته‌اش مشکل گشاست

مادری دارد که در قرآن، خدا مدّاح اوست
مدح او تطهیر و قدر و فجر و نور و«اهل‌أتی»ست

قامتی دارد، قیامت گوشه‌ای از سایه‌اش
صورتی دارد که در چشم محمد دلرباست

بازویی دارد چو بازوی امیرالمؤمنین
هیبتی دارد که گویی خود علی مرتضاست

روز محشر ذکر کل انبیا یا فاطمه است
فاطمه گوید خداوندا حسین من کجاست؟

او بُوَد فُلک نجات و لنگرش دخت علی
این نباشد کفر اگر گویم خدایش ناخداست

شهریار کشور دل‌ها «حسین بن علی»
زادۀ ام‌البنین فرمانـدۀ کل قـواست

آنچه در عالم گنه کار است در روز جزا
گر خدا بخشد به یک موی حبیب او به جاست

گر چه حتی روز محشر چشم زهرا سوی اوست
هر شب او واقعه، هر روز او روز جزاست

اینکه خنـدانیم و گریـانیم در میلاد او
می‌کند ثابت، گِل ما از زمین کربلاست

آنکه سر سازد نثار دوست، از عالم سر است
کشتۀ محبوب را گر کشته پنداری خطاست

مرگ در بستر بوَد بر عاشق صادق حرام
این معما را کسی داند که با ما آشناست

شور ما شور شهادت، شوق ما شوق وصال
زخم ما یاری رحمت، خون ما آب بقاست

من ز خون دل نوشتم بـر جبین آسمان
هر که فانی در ره حق نیست، پایانش فناست

قبر: کعبه، رکن: مقتل، تربت عشاق: حِجر
مضجع من «مروه» و ایوان عباسم «صفا»ست

گو یکی گردند خلقت از برای قتل من
قامتم تنها برای خالق یکتا دوتـاست

آب را بر روی ما بسته نمی‌داند عدو
حنجر ما تشنـۀ آب دم تیغ بـلاست

وصل جانان از دم شمشیر می‌آید به دست
این همان معنای رمز «البلاءُ لِلولا»ست

"میثم" این مصراع را با خط خون باید نوشت
رأس ما از تن جدا شد، دوست کی از ما جداست؟


اشعار میلاد حضرت اباعبدالله الحسین(ع)

موضوعات مرتبط: مذهبی

نوشته شده در 94/2/31 ساعت 21:52 توسط . مریم... ***بدون عطر انتظار***

 

حسین بود و تو بودی ، تو خواهری کردی

حسین فاطمه را گرم، یاوری کردی

غریب تا که نمانَد حسین بی عباس

به جای خواهری آن جا، برادری کردی

گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین

چه خواهری تو برادر؛ که مادری کردی

تو خواهریّ و برادر، تو مادریّ و پدر

تو راه بودی و رهرو، تو رهبری کردی

پس از حسین، چه بر تو گذشت؟ وارث درد!

به خون نشستی و در خون، شناوری کردی

پس از حسین، تو بودی که شرح عصمت را

که روز واقعه، را یاد آوری کردی

به روی نیزه، سر آفتاب را دیدی

ولی شکست نخوردیّ و سروری کردی

حسینِ دیگری آن جا پس از حسین شکُفت

تو با حسین پس از او، برابری کردی

چه زخم ها که نزد خطبه ات به خفّاشان!

زبان گشودی و روشن، سخنوری کردی

زبان نبود، خودِ ذوالفقارِ مولا بود

سخن درست بگویم، تو حیدری کردی

تویی مفسّر آن رستخیز ناگاهان

یگانه قاصد امّت! پیمبری کردی

بَدَل به آینه شد، خاک کربلا با تو

تو کیمیا گری و کیمیا گری کردی

حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی

حسینِ فاطمه را گرم، یاوری کردی


مرتضی امیری اسفتدقه

 

شهادت بانوی صبر و پایداری


حضرت زینب کبری(س)


بر همه رهروان راهش


تسلیت بـــــــــــــاد

موضوعات مرتبط: مذهبی

نوشته شده در 94/2/13 ساعت 21:49 توسط . مریم... 4 عطر انتظار***



      قالب ساز آنلاین